‏نمایش پست‌ها با برچسب مترجم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مترجم. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ تیر ۲۳, یکشنبه

دندان یکی از اعضای بدن است و هرکس آن را دهد نان هم می دهد



مودب میرعلایی  
moaddabm@yahoo.com



شبه فیلسوفانه
گازی بزرگ به سیب می‌زنم. به شما هم می‌گفتند با دهان پر حرف نزن. یا به قول حافظ زبان باید خموش باشد وقتی دهان پر از عربی ست یا پر از سیب است. می‌گویند وقتی با هم حرف می‌زنیم ده درصد از آنچه را می‌خواهیم بگوییم به همدیگر می‌گوییم بقیه را ابهام، ایهام، زبان بدن نوع نگاه، سکوت و دهان پر، پر می‌کند.
در این لحظه تق تق تایپ کردن من هم نوعی ارتباط است و بعد که شما این مطلب را می‌خوانید، سکوتتان. البته می‌شود بلند بلند هم خواند. سکوت هم نوعی ارتباط است.
 
شاعرانه
مثل وقتی که
در فاصله دو سطر سفید
چشمان سیاهی رفت
یا
مثل وقتی که
سطری سفید
در سبزی چشمات
گم می‌شود

جمله قصارانه
یک خواننده خوب کسی ست که سطرهای سفید را هم بخواند
یک نویسنده خوب کسی ست که در سطرهای سفید چیزهایی پنهان کند

سیاستانه
گفتم ما در حالت عادی ده درصد از حرف‌هایمان را با هم می‌زنیم. در سیاست به نظر من نیم درصد است. مثلن این جمله ارشدترین مقام نظامی کشور را ببینید:" گونه‌ زردِ بیش از نیمی از مردم کشور که در تهران نیز کم نیستند از سرخی گونه ماست" حالا این سفیدی‌ها را که بین این واژه‌ها می‌بینید، این گونه باید معنا کرد: " به توصیه پدر و مادرمان گوش ندادیم و با دهان پر حرف زدیم"

مودبانه
سیبی را که گازی بزرگ به آن زدم شهلا برایم قاچ کرده‌است. بیشتر نیم ساعت است که با هم هیچ حرفی نزده‌ایم. از طریق همان نود درصد با هم ارتباط برقرار کرده‌ایم. فراموش نکنید انسان‌ها را با همین نود درصد باید سنجید وگرنه به قول قدیمی‌ها حرف باد هواست. یکی سیب قاچ می‌کند یکی به دندان می‌کشد.

۱۳۹۲ تیر ۱۲, چهارشنبه

دندان یکی از اعضای بدن است و هرکس که آن را بدهد نان هم می دهد


مودب میرعلایی
moaddabm@yahoo.com


یک:فیلسوفانه
به هلو انجیری گاز می زنم، سفت است مثل سنگ،آبدارست اما. به بقیه آن‌ها در ظرف میوه نگاه می کنم. عجب میوه ای ست. از هلو کوچک تر است از انجیر بزرگتر. از هلو هسته داشتن را به ارث برده است، از انجیر نمی دانم چه چیز را. نام هر دو را دارد و هیچ کدام از آن ها نیست. بیرون از وجود خودش یک جای دیگر هم می تواند باشد، وقتی برگه هلو و انجیر خشک را در آب بریزی. آبِ هلو انجیر. خیلی بد است که یک چیزی ، یک چیزی باشد و همزمان دو چیز باشد.

دو: شاعرانه ضرب المثلانه
مثل
شترمرغِ
هلوانجیرخوار

سه: انسان شناسانه
مهاجر اندکی تا خیلی شبیه این میوه است. خیلی شناخته شده نیست. پرزهای کمتری نسبت به اصلش دارد و نسبت به فرع اش هیچ دانه ای ندارد. دیده اید

چهار: نوبرانه
هلو انجیری پوست کنده

پنج: سیاستانه
تو این هیر و ویر مصر، فوزیه به رحمت ایزدی پیوست.
رییس جمهورِ در حال رفت هم حرف‌های خیلی زیبایی زد اما از هلو و انجیر ببخشید هلو انجیری حرفی نزد. این یعنی اینکه سیاست با همه چیز فرق دارد

شش: مودبانه
می نویسم و هی می خورم تا اینکه شهلا با صدای بلند می گوید: " هی یه چندتایی هم برای بچه‌ها بزار".

www.35anj.net

تمام حقوق مربوط به وب‌سایت و محتوای آن بر اساس پروانه‌ی کریتیو کامنز متعلق به نشریه الکترونیکی سه پنج است

حق ویرایش مقالات رسیده برای سه پنج محفوظ است. نقل مطالب از سه پنج با ذکر ماخذ آزاد است.

licensed under a Creative Commons Attribution 3.0 License | 35anj.net® 2007-2013